![]() |
![]() |
|
|
انگار ماه آهِ بلندی کشید و گفت: " آنروزها که خاطره طعم بهار داشت وقتی که دستِ مرگ به پایم نمیرسید حتی اگر اشاره به دارُالقرار داشت آن روزها که داغ ِ شقایق دروغ بود آنروزها که قامتِ نرگس وقار داشت وقتی ستارههای جوان مست میشدند از بس که ماهتاب مِی خوشگوار داشت وقتی که ناز ِ نور مرا میکشید شب وقتی غروب برخط ساحل قرار داشت آنروزها که ساعتِ حسرت خراب بود وقتی دقیقه طعم گسِ انتظار داشت وقتی صدایِ زنجرهها طول میکشید وقتی سکوتِ ثانیهها اعتبار داشت یادش به خیر رنگِ تمنای آسمان هر جا که نورعشق در آن انکسار داشت."
|
|
+ امید کیا
پنجم خرداد 1388 |
|
|
پست الکترونیک |
|
|
| وبلاگ های من |
|
از مرگ آقای آکروفوبیک مسافرخانهی ارواح |
|
RSS
|