![]() |
![]() |
|
|
استخوانهایم به خاک خونم به سَرو آهم به آسمان ... شعرهایم به تو میرسند و قلبم. عزیزترین سهمت را بردار.
|
|
+ امید کیا
بیست و هشتم اردیبهشت 1388 |
|
|
یک ماه قرص ِ تمام که میرقصد در آب و آینه مدهوش میشوی نمیدانی مهتاب به رنگپریدهگانِ سودازده بیدارخوابهایِ ستاره چین هرگز وفا نمیکند.
لیلی مُرد مجنون رفت آه است و دَم آدم فراموش می کند برخیز سرد است خاک و سیاه بند بندِ غرورت را بردار دیر آمدی غزل روزگارِ بی وقتی ست.
|
|
+ امید کیا
بیست و سوم اردیبهشت 1388 |
|
|
پست الکترونیک |
|
|
| وبلاگ های من |
|
از مرگ آقای آکروفوبیک مسافرخانهی ارواح |
|
RSS
|