![]() |
![]() |
|
|
۳ چشم بگذار بر دیوار مدرسهی نوشین تا صد که بشمری برای همیشه خواهم رفت گم می شوم در کوچههای حقیقت تلخ.
۲ دستهایم را نگاه کن حالا بگو کدام هرچند فرق نمیکند بزرگ شدهایم دیگر تا همیشه هر دو پوچ اند
۱ آنابل! در بن بست سوم از کوچهی چهل و نهم مرا نگهداشتهای بگذار بروم ببین من از دستهایم پیر شدهام تو از چشمهایت.
|
|
+ امید کیا
شانزدهم بهمن 1387 |
|
|
نوش اثیری گفت و من تمام یک پیاله را به لحن تبدارش اندیشیدم یک جرعه حرفِ شین جایی در انتهای هشیاری کش آمده بود مرا بُرد به سرزمین ناشناخته ی تخدیر که دیوارهایش از شکلات به رنگ ناخن لکاته صورتی ِ سیر بود .
|
|
+ امید کیا
دوم بهمن 1387 |
|
|
پست الکترونیک |
|
|
| وبلاگ های من |
|
از مرگ آقای آکروفوبیک مسافرخانهی ارواح |
|
RSS
|