تبليغاتX
سرگیجه
 

 

۳

چشم بگذار

بر دیوار مدرسه‏ی نوشین

تا صد که بشمری

برای همیشه خواهم رفت

گم می شوم

در کوچه‏های حقیقت تلخ.

 

۲

دست‏هایم را نگاه کن

حالا بگو کدام

هرچند فرق نمی‏کند

بزرگ شده‏ایم

دیگر تا همیشه

هر دو

 پوچ اند

 

۱

آنابل!

در بن بست سوم

 از کوچه‏ی چهل و نهم

مرا نگهداشته‏ای

بگذار بروم

ببین

من از دستهایم پیر شده‏ام

تو از چشمهایت.

 

 

+ امید کیا  شانزدهم بهمن 1387   | 
 

 

 

نوش

اثیری گفت

و من تمام یک پیاله را

به لحن تبدارش اندیشیدم

یک جرعه حرفِ  شین

جایی در انتهای هشیاری کش آمده بود

مرا بُرد

به سرزمین ناشناخته ی تخدیر

که دیوارهایش از شکلات

به رنگ ناخن لکاته  

صورتی ِ سیر بود .

 

 

 

+ امید کیا  دوم بهمن 1387   |