![]() |
![]() |
|
|
خوشبخت من که مُرده ام اگر در کوچه ای که درب سردخانه به آن باز می شود
دوره گرد خردسال
با آکاردئون سلطان قلبها را بنوازد.
|
|
+ امید کیا
بیست و نهم بهمن 1386 |
|
|
امروز این شهر من بود تابلویی از هفت درجه رنگ خاکستری و فقط چهار لکه ی رنگی : سه چراغ قرمز و یک خورشید سرخ رو به غروب دیوارها ، کنار بروید خورشیدم مسافر است دیوارها ، کاش نبودید تماشای خورشیدم را می خواهم
|
|
+ امید کیا
چهارم بهمن 1386 |
|
|
پست الکترونیک |
|
|
| وبلاگ های من |
|
از مرگ آقای آکروفوبیک مسافرخانهی ارواح |
|
RSS
|