![]() |
![]() |
|
|
صبح آمدی سپید و جوان نفس نفس زنان و من - سالخوردهی بیبرگ- مرگِ ترا میشناختم که خورشید از ازل، فرشتهی بیرحمی بود.
حالا بخواب بر شانهام آرام فردا که ابر میانجی نیست خواهی چکید، خواهی مُرد خون، خواهی شد، سیال و سرد در من - سالخوردهی بیبرگ- که خورشید از ازل، فرشتهی بیرحمی بود.
|
|
+ امید کیا
نوزدهم آبان 1388 |
|
|
آمد بادپایِ کور اهلِ سکوت سیاهتر از شب تاخت تا ارغوانِ افق در حریم ابر آبستن آنجا که ناودانِ غرور شکسته اشک پس میداد امید انگار کودک ترسیده در برگرفته گردن اسب در آسمان آویخت آمد آن بادپایِ اهل سکوت مرا برد و باز باز آورد.
|
|
+ امید کیا
شانزدهم آبان 1388 |
|
|
یادم نیست به آبی ِ دور که بوی سفر داشت و موج برمیداشت چه میگفتند یادم نیست نام قرصِ کامل روشن نشسته در سیاهی ِ بالاسر که میم داشت و آه میکشید چه بود.
یادم نیست جامهاش سپید، قلبش زرد گلِ کوچک کدام بود که در فصل سرد میآمد یادم نیست پرندگان سیاه از کدام ژندهپوش میهراسیدند که گندمزار سرانجام در امان میماند.
یادم نیست... میخوابم میگذرد این نیز میخوابم فراموش میکنم.
|
|
+ امید کیا
بیست و دوم مهر 1388 |
|
|
کوک است سازِ اشک در دستگاه شور تار میبینم پنجره را باز میکنم سپیده، خون باغچه، خون دل، خون و اما باز پنجره را باز میکنم.
|
|
+ امید کیا
هشتم مهر 1388 |
|
|
افتاده گره به ابروی ابر شکسته بغض در گلوی شهریور مانده حرفی، بوسهای، جایی و چه روزها... و چه سوزها... و این سال ِ خوب من بود.
|
|
+ امید کیا
بیست و نهم شهریور 1388 |
|
|
دست از شانهام برداشت پیرمرد همسایه رفت سایهات را شُست گفت: " دیگر نمیآید بیا اینجا را بنفشه بکاریم. "
|
|
+ امید کیا
بیست و پنجم شهریور 1388 |
|
|
آنسوی پرده آنسوی پنجره آنسوی باغچه بعد از سرو آنسوی درد آنسوی ترس فردای من فردای خوبِ من.
|
|
+ امید کیا
هفدهم شهریور 1388 |
|
|
پنجره باز است بیا تا ماه بیخبر است یا شرم میکند.
|
|
+ امید کیا
پانزدهم شهریور 1388 |
|
|
وقتی درد به مرد رسید و مرگ به رنگ و آه با ماه آمد میشد باور داشت به محال ِ عشق که در این واژگان ِ الکن هیچ عاشقانهای با گنجشک قافیه نمیشود.
|
|
+ امید کیا
نهم شهریور 1388 |
|
|
رفتگر سلام داد و خمیازه کشید سایهام کوچه را میرفت شاملو جنب ورودی ایرانمهر ایستاده بود سیگار میکشید و به شب میگفت: میزاید کمی درنگ کن.
|
|
+ امید کیا
سی و یکم مرداد 1388 |
|
|
پست الکترونیک |
|
|
| وبلاگ های من |
|
از مرگ آقای آکروفوبیک مسافرخانهی ارواح |
|
RSS
|